پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب اجتماعی

چطوری ایران را قدرتمند کنیم؟

در یک جمله، نفت، مایه تمام دردسرها و مشکلات همه کشورهاست. کافیست به کشورهایی که نفت خیز هستند و اقتصاد آنها به نفت و گاز وابسته است نگاه کنید. در مقابل نفت، توریسم بهترین و بی دردسر ترین راه برای بهبود و قدرتمند شدن هست.  هرچند جلب توریست کار اسانی نیست ولی ایران توانایی این را دارد که به یک کشور توریستی قدرتمند تبدیل شود. ما باید متکی بودن به نفت رو از بین ببریم.  با چند تغییرات ساده توریست ها از سراسر دنیا به ایران سرازیر میشوند. امروز دنیا دنیای توریست هاست. تسهیل کردن دریافت ویزا و اینترنتی کردن پروسه. فراهم کردن شرایط برای اجاره ماشین توسط توریست ها بدون دردسر فراهم کردن هتل، متل و یا هتل های کپسولی برای توریستهای کوله ای (در انگلیسی آنها به backpacker شناخته میشوند) تبلیغات حرفه ای در کشورهای خارجی پخش برنامه های مربوط به غذا و یا جاهای دیدنی در شبکه های مشهور دنیا. توریست ها نه تنها باعث رشد اقتصادی می شوند بلکه بهترین راه مقابله با تبلیغات منفی رسانه های غربی هم خواهند شد. اگر مردم عادی از انچه در ایران میگذرد باخبر باشند به رسانه های خود اعتما...

You never know what's coming for you

You can be mad as a mad dog at the way things went you can swear and curse the fates but when it comes to the end... you have to let go

چرا همه دخترا از همه پسرا نالان هستن؟ :)

خیلی وقته که می خوام در مورد این موضوع که همیشه دخترا از پسرا گله و شکایت می کنند و اونا رو متهم به دروغ گویی٬ نامهربانی٬ گول زدن و ازین حرفا می کنند بنویسم. شاید سه چار سالی میشه که تو ذهنمه ولی تا الان فرصت نشد مطالبم رو کامل جمع کنم. قبل از هرچیز من نمی خوام از همه پسرا دفاع کنم و بگم همشون دسته گلن ولی مسایلی هست که باید بگم. دلیل اینکه شروع کردم به این موضوع فکر کردن این بود که متوجه شدم تقریبا همه دخترا و خانومای ایرانی این شکایت ها رو دارن!!! و از طرف دیگه پسرا هم شکایاتی دارن! این منو به این فکر انداخت که چیزی این وسط باید نادرست باشه که این اتفاق داره می افته.  نکته دیگه اینکه من متوجه شدم این نوع شکایت ها بین دخترهای غربی خیلی کمتره و اگرم باشه تا این حد که برای دخترای ایرانی ناراحت کننده س نیست. چون خودمم حوصله ندارم که این پست خیلی طولانی باشه جواب این قضیه اینه که متاسفانه دخترای ایرانی در انتخابشون همیشه اشتباهات خیلی جدی می کنند و مسلما نتیجه چنین انتخابی به ندرت پیش میاد که درست از آب در بیاد. این یک موضوع طبیعیه که انسان ها همیشه ابتدا به ...

ایستگاه

 بعضیا رو اعصاب ادم راه می رن ... قبل از اینکه به ایستگاه مترو یا اتوبوس برسیم از صندلیشون بلند می شن همه رو جابه جا می کنن ... بابا هر وقت نگه داشت بلند شو نترس جا نمی مونی

زندگی مشترک موفق

از وقتی که خودم رو می شناسم به این موضوع فکر می کردم. اولا مثل همه می گفتم تفاهم مهمه بعد فکر کردم گذشت٬ بعدش گفتم عشق مهمه٬ بعد گفتم نه دو طرف باید مکمل همدیگه باشند٬ دوباره گفتم رابطه جنسی مهمه٬ بعد گفتم نه همه اینا با هم و حتی تو یک مقطعی گفتم هیچ کدوم٬ همه ش شانسه... ولی حالا به این نتایج رسیدم. اول از همه قبل از اینکه حتی کسی رو بشناسی یا دوست داشته باشی باید بدونی از زندگیت چی می خوای. باید بدونی چرا می خوایی ازدواج کنی. اصلا می خوایی ازدواج کنی؟ و از همه مهم تر باید خودت رو به خوبی بشناسی دوم باید بدونی و آمادگی داشته باشی که خیلی چیزای غیر منتظره از همون روز اول شروع می شه و اگر آمادگی نداشته باشی به سرعت از کوره در میری. باید بدونی که خیلی چیزایی که تصور می کردی فقط تصور خواهد بود و نباید انتظار داشته باشی که همه ش به واقعیت منتهی می شه... البته تلاش برای رسیدن به اون تصورات لازمه سوم باید یاد بگیری که از همون روز اول عقاید مخالف نظرت رو خواهی شنید. حتی اگر با اون شخص مدت ها دوست بودی و هیچ مشکلی نبوده اما ازدواج فرق می کنه! باید یاد بگیری که عقیده مخالف رو به ...

قضاوت

فرقی نمی کنه چه کسی و در چه مقامی و در چه موردی... هر وقت قرار شد در مورد هر چیزی نظری بدید یا قضاوت کنید نباید این نظر فقط و فقط بر پایه عقل و منطق خودتون یا حتی اعتقاداتتون باشه. منطق هر شخص بر اساس اطلاعاتی که دریافت کرده عمل می کنه. اگر اطلاعاتتون کافی نیست و در مورد موضوعی اعمال نظر کنید ظلم و بی عدالتی کردید.  به علاوه اگر قراره که نظری در مورد کسی بدید باید خودتون رو جای اون شخص بذارید و چشماتون رو ببندید و خودتون رو دقیقا در همون شرایط حس کنید بعد ببینید که چیکار می کردید... همینطوری بی هوا نگید اگر من جای اون بودم این کار رو نمی کردم... اول واقعا خودتونو تو ذهنتون جای اون شخص بذارید بعد حرف بزنید. به کارهای خودتون که در گذشته کردید فکر کنید ببینید چند تاش در نظر دیگران ممکنه غیرمنطقی بیاد در حالی که شما مجبور بودید و یا دلیل براش داشتید؟ اگر یک نفر گفت چنین اتفاقی افتاده سریع نظر ندید در حالی که در موردش تحقیق نکردید... خوشبختانه گوگل هست و می تونید یک سرچ بکنید قبل از اینکه نظری بدید البته اگر گوگل رو مسدود نکنن! اگر هم نمی خواهید تحقیق کنید پس نظر هم ندید ...

آیا شما هم عقلتان کور است؟

داستان اول: یک روز با یک دوست به سینما رفتیم. بعد از دیدن فیلم دوست داشتم که سر حرف رو باز کنم تا در مورد فیلم حرف بزنیم. خیلی معمولی و دوستانه گفتم متوجه شدی منظور اصلیه فیلم رو؟ به نظرت چی می خواست بگه؟ جواب داد: فک کردی من احمقم! نه فقط تو فهمیدی منظور فیلم رو!! و من کاملا شکه شدم!  داستان دوم: با یک دوست در مورد شوخ طبعی خودم صحبت می کردیم. به من گفت تو شوخ هستی ولی تو شوخی هات همه چیزرو غیرواقعی توصیف می کنی (البته این قضیه خیلی طولانیه که باعث شد حرف به اینجا بکشه) من گفتم: خب همین موضوع باعث خنده می شه و منم برای اینکه خنده دار بشه مسایل رو برعکس می گم و این همون کاریه که کمدین ها می کنند. بعد ناراحت شد! و چند دقیقه بعد گفت تو به شعور من توهین کردی! فک کردی من نمی دونم کمدین ها چکار می کنند!!! دوباره من شکه شدم!!! داستان سوم: در یکی از پیج های فیسبوک ادمین پیچ هر روز یک کاریکاتور می ذاشت و زیرش می نوشت اگه نکته ش رو گرفتی لایک بزن. این متن رو همیشه می گذاشت و به نظر می رسید که متن رو جایی ذخیره کرده و فقط کپی می کنه. تا اینکه یک روز یک عده کامنت گذاشتند: فک کردی مردم ن...

بهترین راه در امان ماندن از زلزله

داشتم فکر می کردم آیا راهی هست که بشه از زلزله در امان بود تا اینکه به فکری به ذهنم رسید ولی خب فکر کنم یکمی هزینه داره البته به نظر من می ارزه آدم تلویزیون LCD ش رو بفروشه و این کار رو بکنه! اگه به ماشین های مسابقه رالی نگاه کنید داخل ماشین میله های محکمی وجود داره که اگه ماشین ته دره هم پرتاب بشه راننده داخلش سالم می مونه... اگه ما اتاق خوابمون رو با یک چنین میله هایی بپوشونیم فکر کنم از قوی ترین زلزله ها هم در امان باشیم البته مرگ دست خداست ولی ما که باید برای زنده ماندن تلاش بکنیم. البته این که این میله ها رو چطوری نصب کنیم که مقاوت بیشتری داشته باشه باید با یک متخصص صحبت کنید :)

عشق، ازدواج

عشق چیست؟ عشق واقعی کدام است؟ چرا بسیاری بعد از ازدواج با معشوق خود به جدایی فکر می کنند؟ البته جواب این سوالات می تواند بسیار زیاد باشد. اما من می خواهم یکی از دلایلی که به نظر من بسیار مهم می باشد را اینجا بازگو کنم. این نوشته صرفا نظر اینجانب است و ممکن است شما با آن موافق یا مخالف باشید. قبل از هر چیز به نظر من دو چیز است که باعث می شود یک مرد و یک زن در وحله اول آشنایی نسبت به یکدیگر اظهار علاقه کنند (البته بسیار پیش می آید که این علاقه یک طرفه باشد). صورت و ظاهر جاذبه جنسی برای یک مرد: منظور از صورت یک زن زیبایی است که در مرد باعث احساس آرامش می شود. ممکن است زنی باشد که از لحاظ زیبایی مورد توجه هم مردان و هم زنان باشد اما این زیبایی که اینجا منظور است زیبایی است که در آن لحظه در تصور یک مرد می آید. مرد به زنی علاقه مند می شود که صورت او برای وی آرامش آورده و این حس به او دست دهد که او زنی مهربان است. در مورد دوم نیز میل جنسی و اینکه بتواند هم خود و هم وی را ارضا کند نیز مرد را به سمت زن می کشاند. البته در آن لحظه شاید مرد به هیچ کدام از این دو مورد واقف نباشد اما در ناخودآگاه ای...

شخصیت های سریال lost

در این سریال جزیره ای وجود دارد که عده ای در آن زندگی می کنند. اگر جزیره و اتفاقات آن را به اتفاقات و هیجانات و طوفانهای ذهنی درون هر انسان تشبیه کنیم متوجه می شویم که هر یک از اشخاص این داستان چگونه با خود کنار آمده و چگونه به دنیای بیرون در نتیجه این کنار آمدن عکس العمل نشان می دهند. جک : در این سریال طرفداران زیادی دارد اما نکاتی برجسته در مورد شخصیت جک وجود دارد. جک همیشه با جدیت فراوان به دیگران کمک می کند اما این کمک اگر نگوییم همیشه اما بیشتر مواقع در راستای حرفه خود یعنی پزشکی است و در موارد دیگر همیشه سکوت اختیار کرده و یا به عقیده خود پافشاری می کند. همچنین جک از همان ابتدا نسبت به همه احساس مسئولیت می کرد اما این به حدی بود که تصور می کرد فقط اوست که صلاح همه را میداند و ترجیح می داد که دیگران به روشی که او ارائه می دهد عمل کنند. علاوه بر اینها از لحاظ احساسی نقطه ضعف او در بیان احساسات خود و حتی محبت کردن به کسی که دوستش دارد قابل توجه است. او همیشه با این مورد مشکل داشته است. جک همیشه از وقایع و آشوب های درون خود فرار می کند و سعی می کند آنها را مهار کند اما همین فرار کردن...

سوال

حدود دو سه سال پیش فیلم شمشیرماهی با بازی جان تراولتا رو دیدم توی این فیلم گروهی وطن پرست افراطی بودند که اعتقاد داشتند برای وطنشون هر کاری باید بکنند. در جریانات فیلم رهبر اونها که یک نفر رو گروگان گرفته بودند یک سوال از اون شخص پرسید که تا همین چند وقت پیش من بارها و بارها بهش فکر کردم. سوال این بود: اگر بدونی که جون هزاران نفر در خطره و فقط با کشتن یک دختربچه اون افراد نجات پیدا می کنند آیا اون بچه رو می کشی؟ سالها به این سوال فکر کردم و هر بار جوابی به ذهنم می رسید و خودم رو قانع می کردم اما دوباره که به یاد اون سوال می افتادم قانع نمی شدم. تا اینکه یک روز یک داستان که در قرآن خونده بودم یادم اومد. داستان به صورت خلاصه اینه: موسی به شخصی رسید و گفت می توانم به دنبال تو بیایم تا از تو چیزی برای رشدم یاد بگیرم. شخص گفت تو تحمل کارهای من را نداری. موسی قول داد که صبر کند و شخص گفت هیچ سوالی نبرس تا اینکه خودم دلیل آنرا بگویم. بعد هر دو به مکانی رسیدند و آن شخص یکی از کشتی های آنجا را سوراخ کرد. موسی گفت می خواهی مردم را غرق کنی؟ گفت به تو گفتم که تحمل نداری! موسی گفت ببخش و سپس به را...

ترس چگونه عمل می کند؟

تصویر
شب است و شما تنها در خانه هستید. همه جا ساکت است و تنها صدای تلویزیون که در حال تماشا هستید به گوش می رسد. درب پشتی ناگهان بهم خورده و صدایی از آن می آید. نفس شما سریع تر شده و قلبتان می زند و ماهیچه های بدنتان منقبض می شوند. چند ثانیه بعد متوجه می شوید که حرکت در به خاطر باد بوده و کسی قصد ورود به خانه را ندارد. اما برای چند ثانیه شما ترسیده بودید و طوری عمل کردید که گویا در خطر هستید. بدن شما در آن حالت وضعیت مبارزه یا فرار (*) را آماده سازی کرد که یک روش حیاتی برای زنده ماندن در تمام حیوانات است. اما در این حادثه که هیچ خطری وجود نداشت چه اتفاقی باعث شد تا چنین عکس العملی از خود نشان دهید؟ ترس به طور دقیق چیست؟ * fight or flight ترس چیست؟ ترس در واقع یک رشته عکس العملهایی در مغز است که با یک محرک استرس زا شروع شده و با آزاد شدن مواد شیمیایی که باعث تند شدن ضربان قلب، تنفس سریع و پر انرژی شدن ماهیچه ها و چیزاهای دیگر پایان می یابد. این رشته عکس العمل ها را وضعیت مبارزه یا فرار می نامند. محرک استرس زا می تواند یک عنکبوت، یک کارد در جلوی گلوی شما، جمعیت منتظر برای صحبتهای شما در یک کن...

آیا مغز برای مذهب برنامه ریزی شده است؟

یک روز عادی برای ساول (Saul) در سال 36 بعد از هجری بود. او قصد داشت پیروان مردی که ادعا کرده بود مسیح موعود می باشد را قتل عام کند و برای این منظور در مسیر حرکتش به سمت دمشق بود. در این مسیر بود که نوری اطراف ساول را روشن کرد. او به زمین افتاد و صدایی شنید که از جانب عیسی بود. صدا به او گفت که به مسیر خود به شهر ادامه دهد. وقتی بیدار شد تا سه روز جایی را نمی دید تا اینکه یکی از پیروان به نام آنانیاس (Ananias) دستش را بر روی چشمان او گذاشت. بینایی ساول برگشت و او تعمید داده شد. بعد از این تجربه ساول یک واعظ معروف و قدرتمند برای عیسی شد. امروز او را به نام سنت پاول (St. Paul) می شناسند. داستان سنت پاول و مسیحی شدن وی نه فقط از لحاظ مذهبی بلکه برای دانشمندان عصب شناسی مورد توجه است. بعضی دانشمندان معتقدند که این تغییرات در او که در کتابی موسوم به Acts آورده شده، شامل مدارکی است که سنت پاول صرع گیجگاهی داشته است. نور چراغ، صداها و افتادن روی زمین نشانه حمله صرع می باشد. هرچند عده ای دیگر از دانشمندان می گویند که نمی توان صرع را در مورد شخصی که مدت ها پیش زندگی می کرده است را تشخیص دا...

فاکتورهای زندگی

... زندگی مجموعه ای از اتفاقات است در یک فرمول خیلی پیچیده یک فاکتور اتفاقی به اسم شانس در این فرمول بین انسان ها پخش شده است فاکتور انتخاب به طور مساوی پخش شده اما توسط دیگران ممکن است محدود شود! فاکتور عقل تحت تاثیر فاکتور فکر و یا محیط اطراف می باشد فاکتور فکر فقط توسط خود شخص قابل افزایش است ... شانس بیشتر + عقل بیشتر+ فکر بهتر = خوشبختی بزرگ شانس کمتر + عقل بیشتر+ فکر بهتر = سختی و رنج و عذاب شانس کمتر + عقل کمتر + فکر کمتر = خوشبختی کوچک شانس بیشتر + انتخاب نامحدود + فکر کمتر = نادانی و خوش شانسی و ....

انتخاب

یکی از دوستا خیلی وقت پیش جمله قشنگی بهم گفت بعضی چیزا به دست آوردنیه و بعضی چیزا داشتنی! اینو در مورد ازدواج گفت و اینکه به دنبال چیزای به دست آوردنی توی انتخابت نباشی. پول، خونه، ماشین، مدرک، شغل کلاس بالا(!) و خیلی چیزای دیگه رو میشه هر چند با سختی به دست آورد ولی اخلاق مورد علاقه و خصوصیات غیر مادی رو باید طرفت داشته باشه و به دست آوردنی نیست. البته به نظر من اینا رو هم میشه به دست آورد ولی به دست آوردن اونا کار هر کسی نیست! در واقع تغییر دادن آدما کار عملی نیست مگر اینکه خودشون بخوان .

داستان شیر و روباه!

می گن یه روزی یک الاغ یا الاق نمی دونم هر چی، لباس یک شیر رو می پوشه و می ره وسط جنگل و می گه من سلطان جنگلم همه باید هر روز برای من غذا بیارن و در خدمت من باشند. همه حیوونا وقتی این شیر خفن و گنده منده رو می بینن از ترس هر روز براش هر چی می خواسته می بردند و همیشه یکی در خدمتش بود. تا روباه خبر این شیر عظیم الجثه رو به شیر جنگل که قبلا رییس بوده می رسونه. شیر این خبر رو باور نمی کنه و می گه: هیچ شیری به این بزرگی که تو می گی نیست بابام جان! و حتما کاسه ای زیر نیم کاسه س. شایدم پیاله!!! به هر حال شیر میاد به محلی که اون شیر قلابیه یا غلابیه یا هر چی! اونجا سکنی گزیده بود (آخر ادبیات فارسی) وقتی شیر اونو می بینه سه سوت می فهمه که نیم کاسه ای زیر کاسه س. راستی توی پرانتز بگم به نظر من نیم کاسه ای زیر کاسه منطقی تر از کاسه ای زیر نیم کاسه س!! بگذریم وقتی شیر اونو می بینه همه چیزو می فهمه، خوب بابا چندین سال شیر بوده نا سلامتی!!! به روباه می گه صبر کن تا همه چیز الان روشن می شه. روباه که از ترس مثه سگ می لرزیده (البته من نمی دونم تا حالا کسی دیده که یک سگ بترسه!!!) می گه ای شیر! نرو اون خی...

ازدواج به روش خارجی ولی به سبک ایرانی

چند وقت پیش داشتم با دوستم حرف می زدم بهم گفت: مگه میشه خواسته باشی و کسی تو رو رد کنه! گفتم حالا که شده و یک بار دو بار هم نبوده. گفت: نه غیر ممکنه، تو پسر خیلی خوبی هستی پس حتما یا اونا اصلا نمی خواستند که ازدواج کنند یا لیاقتت رو نداشتند. تا اینو گفت یه دفه فکرم شروع به کار کرد! تمام اون کسانی رو که قبلا باهاشون برخورد داشتم یکی یکی بررسی کردم و دیدم نه اصلا اینطور نیست، من هیچ کدوم رو الکی انتخاب نکرده بودم و همشون خیلی خوب بودند، اگر اینطور نبود من انتخابشون نمی کردم! بهش جواب دادم: نه! اینطور نیست و من برعکس فکر می کنم، یعنی در واقع من لیاقت اونا رو نداشتم. گفت: نه اشتباه می کنی؛ این روزا به سختی می تونی آدمی پیدا کنی که بی ریا باشه، صادق باشه و علاقه مند به زندگی، پسرایی که اهل رفیق بازی نباشند و کسانی که اهل دروغ گویی نباشند؛ اینجور افراد تقریبا نایابه و دختری که چنین شخصی رو پیدا کنه مسلما اونرو به راحتی ول نمی کنه. بعد بهم گفت: تو بزرگترین سرمایه ت اینه. لبخند زدم و گفتم: سرمایه! مثه این میمونه که یک ماشین شمش طلا داشته باشی اما هیچ کس ازت نخره و همه استدلالشون این باشه که ط...

درباره بوسیدن

این رو از سایت ویکی پدیا ترجمه کردم البته قسمت فارسی اون رو هم خودم نوشتم فردا نرید ببینید این دقیقا مثه اونه بعد بگین دزدی کرده: انسان شناسان هنوز به یک اتفاق نظر در مورد اینکه آیا عمل بوسیدن یاد گرفتنی می باشد یا غریضی نرسیده اند. این عمل ممکن است با عمل تمیز کردن که در بین حیوانات دیده می شود ارتباط داشته باشد. بوسیدن این امکان را می دهد که زوجهای احتمالی (که انتظار می رود با هم زندگی مشترک داشته باشند) ماده شمییایی موجود در بدن یکدیگر به نام فرومون * را بو کشیده و طعم آنرا حس کنند، این ماده برای سازگاری بیولوژیکی می باشد. زنان به طور ناخودآگاه به سمت مردانی بیشتر جذب می شوند که قسمتی ** از ژنوم آنها با یکدیگر تفاوت دارد لازم به ذکر است که هر چه اختلاف این قسمت از ژنوم مرد و زن بیشتر با یکدیگر تفاوت داشته باشد قدرت مقابله با بیماریها بیشتر می شود و درنتیجه فرزندان این زوج نیز در برابر بیماریها قوی تر می باشد. پس شانس بیشتری برای زنده ماندن بیشتر وجود دارد. به همین دلیل است که بعضی زوجها که دارای چنین تفاوت زیادی می باشند بیشتر مواقع در کنار هم دیده میشوند. همچنین تحقیقات در دانشگاه...

عشق و علاقه

تا حالا فکر کردید که عشق و علاقه چیه؟ وقتی یه پسر یه دخترو می بینه یا برعکس و با یه نگاه دیوونه طرف میشه این چطوری امکان پذیره؟ سوال بعد اینکه دو نفر که همدیگرو خیلی دوست دارن و احساس می کنن که بدون هم نمیتونن زندگی کنن آیا غیر از اینه که ممکن بود اصلا همدیگر رو از اول نمی دیدن و مثلا اون پسره یه دختر دیگرو می دید و عاشق اون می شد و حالا فکر می کرد که بدون اون نمی تونه زندگی کنه؟ البته این از ارزش دوستی و علاقه دو نفر چیزی کم نمی کنه. واقعیت اینه که انسانها یه سری غرایزی دارن که باعث میشه به هم دیگه جذب بشن. این غرایزه که باعث میشه با یک نگاه یه نفر دیوونه یکی دیگه میشه. خدا اینو تو وجود آدما گذاشته تا به سمت هم برن ولی این نقش استارت اتومبیل رو داره. وقتی شما ماشین رو روشن می کنید استارت یک بار می چرخه و بعد از اون دیگه کاری به موتور نداره و موتور به کارش ادامه میده. اون نگاه اول هم عشق نیست بلکه یک استارت که یک نفر رو به سمت دیگری میکشه. پس علاقه چیه؟ علاقه و عشق واقعی از عادت کردن به وجود میاد. البته بعد از اون نگاه اول ممکنه بعد از مدتی متوجه بشی که از طرفت اصلا خوشت نیومده ولی در...

روراست بودن در زندگی زناشویی

به نظر من یکی از کارهایی که زن و شوهر ها باید در زندگیشون داشته باشن اینه که هیچ نکته مبهمی بینشون نباشه. و همیشه از همه چیز همدیگه خبر داشته باشن بذارید چند تا مثال بزنم . من خیلیها رو دیدم که (البته باید ببخشید ولی این عین واقعیته) فیلمهای صحنه دار نگاه می کنن و خوب خیلی هم علاقه دارن که نگاه کنن. من با خوب بودن یا بد بودن این موضوع کاری ندارم ولی اکثرشون وقتی می خوان نگاه کنن من شنیدم که می گن یواشکی یا وقتی که کسی خونه نیست می شینن و نگاه می کنن. برای من این موضوع اصلا قابل هضم نیست. چرا باید آدم از همسرش چیزی رو پنهان کنه. چرا از همون اول طوری برخورد نکرده که این فیلم رو با همسرش بشینه نگاه کنه. چه اشکالی داره؟ مگه غیر از اینه که خیلی وقتا با هم بودن. حالام بشینن باهم فیلم رو نگاه کنن. ممکنه که دفعه اول همسرتون خوشش نیاد و یا ناراحت بشه اما به نظر من بعدا با روش های درست میشه کاری کرد که همسرتون این موضوع رو قبول کنه و اونوقت اولا هم اطمینان دو طرف بیشتر میشه هم رابطه دوستیه محکم تری به وجود میاد چون مثلا همسر شما میدونه که شما به این طور فیلما علاقه داری و دیگه فکرش به جاهای دیگ...