پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب شعر

عشقت رو نشون بده

Artist: Robin S Paroles Title: Show Me Love Ahhh... Yeah yeah You’ve got to show me love Heartbreaks and promises, I’ve had more than my share بیشتر از توانم گذاشتم، قلب شکستن ها و قول و قرارها I’m tired of giving my love and getting nowhere, nowhere خسته ام از اینکه عشقم را اظهار کنم و به هیچ جا نرسم What I need is somebody who really cares فقط به کسی نیاز دارم که واقعا اهمیت بده I really need a lover, a lover who wants to be there فقط یک عاشق نیاز دارم، عاشقی که بخواد همیشه باشه It’s been so long since I touched a wanting hand خیلی وقته که دستی رو لمس نکردم I can’t put my love on the line, that I hope you’ll understand نمی تونم عشقم رو در خطر قراربدم و امیدوارم که اینو درک کنی So baby if you want me اگر منو می خوای You’ve got to show me love باید عشقت رو به من نشون بدی Words are so easy to say, oh ah yeah بله، حرف زدن خیلی آسونه You’ve got to show me love باید عشقت رو نشون بدی I’m tired of getting caught up in those one night affairs خسته ام ازینکه به دنبال شبهای عاشقانه باشم What I ...

شعر از خودم

دلم تنگه قد یه کوزه چرا میشم من هی رفوزه! چو دردی به درد آورد روزگار قرار و مرار همرو بزار کنار چو حیوانات دریایی و آبزی دور کلاش قرمزی بهایم خموشند و گویا بشر زبان وی جدا کردس به شر چو همواره گویی که مردم بدن مبر زن که نامت چو شیرزن برن تو کز محنت دیگران بی دلیل بکوبی بر سر این شلیل!!! مگر تو نداری عقل و هوش که باشد تو را وصف موش! خوشا آن که اسفندیار بزد بر سر او همچو خیار به ناگه به دور سرش تو گویی که گنجشک می چرد برو با بزرگتر بیا چو باد که رستم بود نزدیک یافتاباد چنان بر کشد نعره سهمگین تو گویی که بمب اتم در زمین غنی سازی آغاز کند چو باد مگر سانتریفوژ ندیدی ای عماد مزن بر سر ناتوان دست به زور که موری بیش نیستی ای بلور برو کار می کن مگو چیست کار کروب و این حرفا که نشد ابتکار مگر من چقدر وقت داشتمی که اینجا نویسم شعر ماندگار محمد نگو چون دلم تنگ بید زنم زیر گریه چونان ابر بهار

مرو با اون یکی

دل شده يک کاسه خون به لبم داغ جنون به کنارم تو بمون مرو با ديگري اومده ديوونه تو به در خونه تو مرو باديگري چشم و دلم منتظره آه من بي اثره دوتا چشمام به دره که تو پيدا بشي دل ميگه باز گريه کنم زغمت شکوه کنم که تو رسوا بشي from: Sandi

ملوس

تصویر
من که ملوس گشتمي از نفس فرشتگان تو که ملوس گشته اي از نفس فرشتگان ما که ملوس گشته ايم از نفس فرشتگان او که ملوس گشته است از نفس فرشتگان

شعر

تصویر
من که تنهايم و عاشق چه سبب تو که تنهايي و عاشق چه سبب من که عاشقمو تنها چه سبب تو که عاشقيو تنها باز چه سبب در اين بيوت (بيت ها) از صنعت عوض به در استفاده کردم

فیلم سیصد

تصویر
اي که ساختي فيلم سيصد را برو و ببين سد سيوند را وقتي که افتتاح گرديد آن سد پاسارگاد با جاش خراب شود صد در صد آنگاه بفهمي و حالي گردي که سيوند بهتر است يا سيصد

روز تولدم مبارک

اي که روز تولدت بيامد در حلول اين همه شادی و شعر و سرور روز من روز شما هم باشد نيز بهتر از اين روز کي ديدست زود باش بريز گويند انيشتين و اقليدس هم در اين زمان امدند دنيا با من همزمان بهترين مردان دنيا امدند در ماه من بهتر از انها نباشد اندر زمن کيست جز تو بهتر هان کيست هيش کس قدر تو نداند اي عزيز قربون شکل ماهت برم من يک نفر خيلي چاکريم باور کن اي همسفر کدامين روز بهتر زين روز بود گر بود قطعا بهتر از اين نبود جز تو کي باشد بهتر ز دنيا و اخرت گرچه کيک تولد نباشد در برت اي محمد از تو خارها گل ميشون تا به کي ماني تنها اندر چمن

اشعار بی در و پیکر

به دريا بنگرم صحراته بينم به صحرا بنگرم درياته بينم تونا bud هر که دانا bud ز دانش دل پير برنا bud الا اي خسرو رضايي سبزواري تا کي به تمناي وصال حافظا بده جامي تو کز محنت ديگران بي غمي بشين و برو رشت من اگر بي خردم تو را چه حاصل زين طوطي شيرين گفتار درس بياموز خنگول! دو کس را غيبت نتوان کرد شاگرد تنبل و مبصر کلاس هر که نان از عمل خويش خورد بستگي به نوع نانش دارد مشو غره به حسن گفتار خويش که روزي در افتي به پايش چو مور بسي رنج بردم در اين 29 سال سي(ب) به ناگه يکي ظرف دو روز زيراب ما زد بهايم خموشند و گويا بشر آنها را خاموش کرده است لب لعلت چون سرو چنار همچون بامدادان در رهند بخور تا تواني به بازوي خويش و گرنه ز بازوي ديگران همي بخوري کتک من نه آنم که رستم بود اسفنديار وگرنه زال را گو که سيمرغ همي بر نگذرد نا برده رنج گنج ميسر نمي شود مزد آن گرفت که کار نکرد الا به دروغ اي که از کوچه معشوقه ما مي گذري زنگشونو بزن و فرار کن تا دلم خنک شه خوشا آنان که دايم در نمازند منظورم نماز جمعه نيست چون فقط جمعه هاست اي پادشه خوبان داد نزن از غم که سر ما برفت دل بي...

سال نو

اي که سال نو بيامد اندر زمين چه فرقي مي کند سال نو با سال قديم چو انرژي هسته اي بود حق ما چه غمي داريم گر آمريکا خراب گردد بر روي ما برو کار مي کن به جاي تنبلي نه اينکه عيد را کلهم تعطيل کني من بسي رنج بردم در اين 29 سال سي(ب) از دست اين عيد و تعطيليهاي عجيب من که در سال نو چشمم آبي نخورد از شما را من نميدانم چقدر آب مي بخورد کاش اين انرژي مي نبود حق مسلم کاش تا دگر حقهاي مسلم بود now اندر تلاش سالهاست که مبارک گوييم اين عيد را هر سال بدتر از سال دگر گردد اين بلا اي خدا عجب بدبختي گير کرد يم ما از دست اين امريکا و کشورهاي دور ما کي خارجيها خواهند که آدم مي شوند دست بردارند از اين قانون مندي و مسخره بازيها هان چرا مي نگردند همچو ما ايرانيها بي قانوني هم عالمي دارد به جان شما هان بس است اي محمد بهتر مي شود مر نگويي از محمد خار ها گل ميشود؟