پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب زندگی

چطوری ایران را قدرتمند کنیم؟

در یک جمله، نفت، مایه تمام دردسرها و مشکلات همه کشورهاست. کافیست به کشورهایی که نفت خیز هستند و اقتصاد آنها به نفت و گاز وابسته است نگاه کنید. در مقابل نفت، توریسم بهترین و بی دردسر ترین راه برای بهبود و قدرتمند شدن هست.  هرچند جلب توریست کار اسانی نیست ولی ایران توانایی این را دارد که به یک کشور توریستی قدرتمند تبدیل شود. ما باید متکی بودن به نفت رو از بین ببریم.  با چند تغییرات ساده توریست ها از سراسر دنیا به ایران سرازیر میشوند. امروز دنیا دنیای توریست هاست. تسهیل کردن دریافت ویزا و اینترنتی کردن پروسه. فراهم کردن شرایط برای اجاره ماشین توسط توریست ها بدون دردسر فراهم کردن هتل، متل و یا هتل های کپسولی برای توریستهای کوله ای (در انگلیسی آنها به backpacker شناخته میشوند) تبلیغات حرفه ای در کشورهای خارجی پخش برنامه های مربوط به غذا و یا جاهای دیدنی در شبکه های مشهور دنیا. توریست ها نه تنها باعث رشد اقتصادی می شوند بلکه بهترین راه مقابله با تبلیغات منفی رسانه های غربی هم خواهند شد. اگر مردم عادی از انچه در ایران میگذرد باخبر باشند به رسانه های خود اعتما...

سختی های زندگی

خوردن عسل خیلی سخته همش باید اون قاشق رو بچرخونی چپ و راست آخرش هم یک ذره عسل می افته زمین گردو و بادام و فندق و کلا سخت پوستان تلاش زیادی برای خرد کردن نیاز دارن آدم وقتی غذا می خوره کلا سنگین میشه حالا بیا و ظرفا رو جمع کن نارنگی خیلی خوبه راحت پوستش کنده میشه ولی این پرتقال اه اه ... کیوی که نگو من ترجیح می دم با پوست بخورم موز خیلی راحته پوست کندنش میوه ش هم سخت نیست ولی نمی دونم چرا آدم به نفس نفس می افته آدم تازه از خواب بیدار میشه بعد ازت انتظار دارن جاتو جمع کنی واقعا که با هزار بدبختی می ری خرید چار تا کیسه تو هر کدوم از دستات میای خونه حالا تازه باید چیزایی که خریدی بذاری سر جاشون قدیما که وامیستادیم توی صف نون مصیبت بود به خدا اصلا حرف اتو کشیدن هم نزن که من گلا رو خیلی دوست دارم ولی خداییش آب دادن گلا خیلی سخته از همه بدتر بستن بند کفشه.... اصن حسش نیست البته این بیشتر زور داره ولی درکل پرداخت اجاره خونه خیلی سخته پول بی زبون رو مفت میدی میره بنزین زدن همیشه نفرت داشتم  بردن ماشین واسه سرویس وای از همه سخت تر اینه که بری دنده یک موقع حرکت اصن حس می...

زندگی مشترک موفق

از وقتی که خودم رو می شناسم به این موضوع فکر می کردم. اولا مثل همه می گفتم تفاهم مهمه بعد فکر کردم گذشت٬ بعدش گفتم عشق مهمه٬ بعد گفتم نه دو طرف باید مکمل همدیگه باشند٬ دوباره گفتم رابطه جنسی مهمه٬ بعد گفتم نه همه اینا با هم و حتی تو یک مقطعی گفتم هیچ کدوم٬ همه ش شانسه... ولی حالا به این نتایج رسیدم. اول از همه قبل از اینکه حتی کسی رو بشناسی یا دوست داشته باشی باید بدونی از زندگیت چی می خوای. باید بدونی چرا می خوایی ازدواج کنی. اصلا می خوایی ازدواج کنی؟ و از همه مهم تر باید خودت رو به خوبی بشناسی دوم باید بدونی و آمادگی داشته باشی که خیلی چیزای غیر منتظره از همون روز اول شروع می شه و اگر آمادگی نداشته باشی به سرعت از کوره در میری. باید بدونی که خیلی چیزایی که تصور می کردی فقط تصور خواهد بود و نباید انتظار داشته باشی که همه ش به واقعیت منتهی می شه... البته تلاش برای رسیدن به اون تصورات لازمه سوم باید یاد بگیری که از همون روز اول عقاید مخالف نظرت رو خواهی شنید. حتی اگر با اون شخص مدت ها دوست بودی و هیچ مشکلی نبوده اما ازدواج فرق می کنه! باید یاد بگیری که عقیده مخالف رو به ...