پست‌ها

خاطره ی حادثه ی غم انگیز

خاطره من برمیگرده به سال یک هزار و شانصد هجری مصادف با یکمه ربیع الاثنان شیش هزار و هفتصد درهم قمری برابر با یک میلیون و دو حادثه یازدهم سپتامبر. در این تاریخ من در بین برج های دوقلو قدم میزدم که دیدم یه هواپیما به چه گندگی داره با مغز می خوره به ساختمان و اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد گروه القاعده و زندان گوانتانامو بود به این سبب بود که سری به رییس جمهور وقت تلگراف زدم و گفتم آقا شما کاری بکنید و ایشان عرض کردن شما نگران نباش ما دسته گل خریدیم برای گذاشتن در اون نقطه و چون من اومده بودم اینور که تلگراف رو ارسال کنم از حادثه جان سالم به درد بردم و چون صورت بگردانیدم برج ها فرو ریخته دیدم تو گویی دایناسور بر زمین خفتیده است و چون دوربین خود در آوردم عکس ها همه سوخته دیدم. همینطور که داشتم هاج و واج قدم میزدم دیدم یه پاسپورت افتاده رو زمین و وقتی نیگاش کردم دیدم نوشته اسامه بن اقاقیا و حدسم به گمان مشکوک شد که این همان پسر وی می باشد که عملیات در سکان گرفته و جان در قبقبه شایدم غبغبه نمی دونم شاید قبغبه و بالعکس

یه حقیقته خیلی خیلی تلخ

امروز نمی دونم چند شنبه س ولی اصلا تعداد شنبه هاش مهم نیس مهم اینه که یه روزی از هفته س. البته اینم مهم نیست مهم اینه که بنزین سهمیه بندی شده !! نه بابا ما که ماشین نداریم ! پس این مهم نیست. تازه اگرم داشتم مگه توی این ترافیک میشه جایی رفت اصلا ترافیک به درک همه جای شهر تو طرحه!!! اصلن هیچ کدومه اینا مهم نیست اصلن هیچ چی مهم نیست مهم اهمیتیه که کسی باید قائل باشه ولی خوب کسی اهمیتی نمیده پس هیچ چی مهم نیست الان فکر می کنی به پوچی رسیدم نه!!! ولی در واقع نه! فقط دارم واقعیتارو می بینم درسته همشون تلخ هستن ولی منطقی ان آره جدی می گم وقتی بیشتر بهشون فکر می کنم می بینم منطقی هستن ولی از همه تلخ تر و بدتر اینه که ... الان باید برم اونجا!!! نپرس کجا ولی خیلی بده خودمم می دونم ولی نمی تونم باید برم. هر چی فکر می کنم که نرم نمیشه اصلن راهی نداره باید برم وگرنه آروم نمیشم هرچند اصلن خوشم نمیاد . خیلی خیلی تلخه خیلی بیشتر از اونکه فکرشو بکنی حتا از زقوم جهنم هم تلخ تره اگه بدونی شاید دیوونه بشی اصلن برات قابل قبول نخواهد بود ولی واقعیت داره خیلی وحشتناکه ولی همونطور که گفتم برخلاف میلم !!! میل ...

درباره خیالبافی

خیال بافی خیلی خوب نیست بلکه خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوبه مثلا من یه روز داشتم خیال می بافتم بعد مامانم اومد گفت چیکار می کنی گفتم خیال می بافم گفت آهان پس حالا که داری اینکار و می کنی یه دونه نون هم بگیر و این شد که من الان به راحتی می تونم خیار پوست بکنم چون از قدیم گفتن هر که با مش دی حسن در افتاد از کوچه بغلی ور افتاد و الی آخر به هر حال. حتی!

شعر از خودم

دلم تنگه قد یه کوزه چرا میشم من هی رفوزه! چو دردی به درد آورد روزگار قرار و مرار همرو بزار کنار چو حیوانات دریایی و آبزی دور کلاش قرمزی بهایم خموشند و گویا بشر زبان وی جدا کردس به شر چو همواره گویی که مردم بدن مبر زن که نامت چو شیرزن برن تو کز محنت دیگران بی دلیل بکوبی بر سر این شلیل!!! مگر تو نداری عقل و هوش که باشد تو را وصف موش! خوشا آن که اسفندیار بزد بر سر او همچو خیار به ناگه به دور سرش تو گویی که گنجشک می چرد برو با بزرگتر بیا چو باد که رستم بود نزدیک یافتاباد چنان بر کشد نعره سهمگین تو گویی که بمب اتم در زمین غنی سازی آغاز کند چو باد مگر سانتریفوژ ندیدی ای عماد مزن بر سر ناتوان دست به زور که موری بیش نیستی ای بلور برو کار می کن مگو چیست کار کروب و این حرفا که نشد ابتکار مگر من چقدر وقت داشتمی که اینجا نویسم شعر ماندگار محمد نگو چون دلم تنگ بید زنم زیر گریه چونان ابر بهار

اعتراض وارد نیست

آقا جان یکی اومده داد و بیداد و فحش و فحش کاری که چرا هر چی اینجا مینویسی توی سایت کلوب دات کام هم هست خوب بابا من که بیکار نیستم از صب تا شوب بشینم بنویسم که !!! میام یه چرنگ پرنگی اینجا مینویسم بعدش هم کپی می کنم اون ور که اونام ببینن دیگه چرا فحش میدی خوشت میاد من بهت بگم ... و ... نه خدایی خوشت میاد

بی عنوان

می گن مرغ یه پا داره ولی دروغ می گن چون من شتر هایی دیدم که در خواب پنبه دانه می خوردن تازه شما نمی تونی شتری پیدا کنی که دم هر خونه ای بگیره بخوابه اصلا این مردم زده به سرشون اخه مگه میشه کسی به کسی اسب پیش کش کنه چه برسه که بخوای دندوناش رو بشمری اصلا مگه طرف بیکاره که بخواد این کار رو بکنه چرا وقتی چیزی رو نمی دونن هی به کار می برن هی می گن مال بد بیخ ریش صاحابشه اگه صاحبش ریش نداشت چی؟ اصلا مگه فیل جرات داره که یاد هندستون بکنه کدوم آدمی رو دیدید که هندونه رو زیر بغلش بگیره ، از محالاته اصلا چرا ما ایرانیا تا یه چیزی میشه انرژی هسته ای رو که حق مسلم ماست می کشیم وسط؟ ها چرا؟ اصلا مگه دیگ میتونه با یه دیگ رو سیاه دیگه حرف بزنه !!! اگه در دیزی بازه این ربطی به حیای گربه بدبخت نداره صاحبش ... کرده درش رو باز گذاشته!!! چرا همه چی گرون شده ولی هنوز سفید قیمتش صد تومنه و سرخ و سفید هم سیصد تومنه ولی کسی که سبزه باشه هر قیمتی می ارزه؟؟؟ چرا وقتی که سر سبز زبان سرخ رو به باد میده هیش کس صداش در نمیاد ولی کافیه بگی بالای چشت ابرو ئه اون موقع خر بیار و باقالی بار کن ببر شهر بفروش کیلویی خدا ...

سهمیه بندی بنزین

بنزین هواپیما نیز سهمیه بندی شد هواپیماهای بویینگ روزی 4 لیتر هواپیماهای توپولف چون توپول مپل هستن روزی 6 لیتر هواپیماهای ایرباس روزی 3 لیتر باید به اداره بنزین و آتا اشغال های نفتی ارسال کنن هواپیماهای فوکر هم به مقدار فراوان بنزین در اختیارشون هست تا خدای نکرده چپه نشن هواپیماهای متفرقه نیز روزی 3 و نیم لیتر چرخبال ها هم یه جوری باید بنزین خودشونو از هواپیماهای اطراف تهیه کنن