پست‌ها

دسته بندی آدما

دسته بندی آدما به نظر من به این شکله : 1) آدمای بیخود: اونایی که یه قرون نمی ارزن، اصن آدم نیستن، بی هستن! یعنی خودشون نیستن! فقط به فکر خودشونن خاک تو سرشون! (درکل آدم نیستن) 2) آدمای خنگول: اینا خیلی خیلی باحال هستن، دیدشون به دنیا متفاوته خیلی دوست داشتنی هستن و همیشه دنبال پیشرفت و ابتکار هستن، قربونشون برم من مثله خودم (اینا آدمای واقعی هستن) 3) آدمای مسخره: اینا سیاهی لشکرن و هر چی بهشون بگی همون راه رو می رن اصن براشون مهم نیست دور و برشون چه خبره! (واقعا که!) 4) آدمای خل و چل: اینا کسانی هستن که همه چیزو سخت می گیرن فکر می کنن مثلا یه قطره آب که افتاده رو زمین چه اتفاقات وحشتناکی ممکنه پیش بیاره، بابا یکم عقلتو به کار بنداز بزنم با مشت بری زیر زمین؟ آیا؟ 5)آدمای لوس و ننر: اینا آدمای خوبی ن ولی یکمی ماست هسن اونم ماست 2 درصد چربی به درد کسایی که چربی زیاد دارن می خورن بابا یه کم داد و بیداد کن بزن ظرفا رو بشکن هیچی نمیشه من پولشو میدم وای از دست شماها

ازدواج

این روزا هر جا پا میذاری می بینی جوونا دارن در مورد ازدواج با خودشون و دیگران کلنجار می رن من نمیدونم آخه چرا اینقدر مسخره س این بود که تصمیم گرفتم یه چیزی بنویسم خیال همرو راحت کنم باباجون ازدواج برای همه لازمه و هیشکی نمیتونه بگه من تنهایی خوشبختم به جز اونایی که واقعا تنهایی راحتن ینی کسی نیست که بهشون گیر بده با کی هستن !!! من با این دسته از مردم خوشبخت کاری ندارم و منظورم ادمای بدبخت مثه خودمونه برای ازدواج سه چیز خیلی مهمه : یک آشنایی با خصوصیات جنس مخالف و سوم رسیدن به بلوغ ذهنی ازدواجی. خوب چطوری با خصوصیات جنس مخالف میشه آشنا شد. یکی از راه هاش کتاب خوندن و مطالعه س بعدش میتونه دقت کردن به رفتارهای اطرافیان باشه و برای رسیدن به بلوغ ذهنی ازدواج هم مهمترین چیز فکر کردنه اما همه اینا 5 درصد مفیده چون از حرف تا عمل 35 هزار و نهصدو شصت دو کیلومتر فاصله س البته با احتساب مدت زمان موندن در صف بنزین و این چیزا حتا دانا ترین ادمام در عمل ممکنه کم بیارن اگه اینجوری نبود که الان هممون علامه دهر بودیم و همه مدرسه ها اسمش تیزهوشان بود ولی می بینید که اینطوری نیست پس این دانسته ها خوبن اما...

زلزله

هیچ کجا بهتر از خونه آدم نیست توش راحتی و استراحت می کنی. اما اگه زلزله بیاد ! فرار می کنی تو خیابون اون موقع می ترسی که برگردی تو خونه!!! عجب گیری کردیما باباجون تو اون شرایط تازه آدم می خواد بره تو خونه استراحت کنه حالا چه موقع زلزله بود

رابطه کارت سوخت و قارچ

وقتی برای اولین بار کارت تلفن ساخته شد به طور اتفاقی به معادله معروف انیشتین (1) رسیدند و اینطوری شد که کارت سوخت رو به سرعت ساختند تا قبلا از اینکه انرژی هسته آزاد بشه بتونیم نهایت استفاده از بنزین رو ببریم و جلوی گسترش گرما در سرما و سرما در گرما رو بگیریم بنابراین هیچ راهی نبود جز سپهر الکتریک. این پدیده نادر که هیچ کس فامیلیشو نمیدونه بعضیا می گن نادرقلی بعضی دیگه میگن نادر مرادی فرد ولی باری به هر جهت مهم نیست مهم اینه که این پدیده نادره البته بعضیا می گن نادره حسینی فرد و بعضیا دیگه می گن نادره رمضانی ولی بازم مهم نیست مهم اینه که قارچ گرون شده میدونید چرا؟ چون وقتی یک بمب اتمی منفجر میشه یک ابر قارچی شکل تولید میشه به این پدیده نادر میگن :) اما خبر رسیده که عده ای به جای کارت سوخت از کارت تلفن استفاده کرده و با اداره نفت و مراسلات پستی تماس گرفتند البته از طریق دستگاه کارت خوان بنزین و عده ای دیگه از طریق کارت سوخت تونستن از باجه تلفن چاه نفت پیدا کنن! و حتا انسان های اولیه هم عقلشون به این موارد نمیرسیده و این در نوع خودش و در انواع دیگر بی نظیر جلوه می کنه که شایان توجه زیاد ...

درد سر

دلم درد می کنه اما سرم بیشتر درد می کنه این به خاطره کمرمه که دردش به سرم خورده آخه از چند وقت پیش من پاهام درد می کرد که باعث شد کمرم هم درد بگیره ولی اینا مهم نیست چون قلبم تیر می کشه نمی دونم چه مرگشه شاید به خاطر گلودرد باشه البته ربطی نداره ها چه میدونم شایدم به خاطر درد سینه باشه که به قلبم زده ولی فکر نکنم مشکل جدی باشه چون می گن مواردی خطرناک هستن که قبلش انگشتات درد شدید داشته باشی من دستمام درد می کنن ولی انگشتام نه بعلاوه چون دیشب بد خوابیدم گردنم درد گرفته ممکنه اینم به خاطر اون باشه

خاطره ی حادثه ی غم انگیز

خاطره من برمیگرده به سال یک هزار و شانصد هجری مصادف با یکمه ربیع الاثنان شیش هزار و هفتصد درهم قمری برابر با یک میلیون و دو حادثه یازدهم سپتامبر. در این تاریخ من در بین برج های دوقلو قدم میزدم که دیدم یه هواپیما به چه گندگی داره با مغز می خوره به ساختمان و اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد گروه القاعده و زندان گوانتانامو بود به این سبب بود که سری به رییس جمهور وقت تلگراف زدم و گفتم آقا شما کاری بکنید و ایشان عرض کردن شما نگران نباش ما دسته گل خریدیم برای گذاشتن در اون نقطه و چون من اومده بودم اینور که تلگراف رو ارسال کنم از حادثه جان سالم به درد بردم و چون صورت بگردانیدم برج ها فرو ریخته دیدم تو گویی دایناسور بر زمین خفتیده است و چون دوربین خود در آوردم عکس ها همه سوخته دیدم. همینطور که داشتم هاج و واج قدم میزدم دیدم یه پاسپورت افتاده رو زمین و وقتی نیگاش کردم دیدم نوشته اسامه بن اقاقیا و حدسم به گمان مشکوک شد که این همان پسر وی می باشد که عملیات در سکان گرفته و جان در قبقبه شایدم غبغبه نمی دونم شاید قبغبه و بالعکس

یه حقیقته خیلی خیلی تلخ

امروز نمی دونم چند شنبه س ولی اصلا تعداد شنبه هاش مهم نیس مهم اینه که یه روزی از هفته س. البته اینم مهم نیست مهم اینه که بنزین سهمیه بندی شده !! نه بابا ما که ماشین نداریم ! پس این مهم نیست. تازه اگرم داشتم مگه توی این ترافیک میشه جایی رفت اصلا ترافیک به درک همه جای شهر تو طرحه!!! اصلن هیچ کدومه اینا مهم نیست اصلن هیچ چی مهم نیست مهم اهمیتیه که کسی باید قائل باشه ولی خوب کسی اهمیتی نمیده پس هیچ چی مهم نیست الان فکر می کنی به پوچی رسیدم نه!!! ولی در واقع نه! فقط دارم واقعیتارو می بینم درسته همشون تلخ هستن ولی منطقی ان آره جدی می گم وقتی بیشتر بهشون فکر می کنم می بینم منطقی هستن ولی از همه تلخ تر و بدتر اینه که ... الان باید برم اونجا!!! نپرس کجا ولی خیلی بده خودمم می دونم ولی نمی تونم باید برم. هر چی فکر می کنم که نرم نمیشه اصلن راهی نداره باید برم وگرنه آروم نمیشم هرچند اصلن خوشم نمیاد . خیلی خیلی تلخه خیلی بیشتر از اونکه فکرشو بکنی حتا از زقوم جهنم هم تلخ تره اگه بدونی شاید دیوونه بشی اصلن برات قابل قبول نخواهد بود ولی واقعیت داره خیلی وحشتناکه ولی همونطور که گفتم برخلاف میلم !!! میل ...