پست‌ها

فاکتورهای زندگی

... زندگی مجموعه ای از اتفاقات است در یک فرمول خیلی پیچیده یک فاکتور اتفاقی به اسم شانس در این فرمول بین انسان ها پخش شده است فاکتور انتخاب به طور مساوی پخش شده اما توسط دیگران ممکن است محدود شود! فاکتور عقل تحت تاثیر فاکتور فکر و یا محیط اطراف می باشد فاکتور فکر فقط توسط خود شخص قابل افزایش است ... شانس بیشتر + عقل بیشتر+ فکر بهتر = خوشبختی بزرگ شانس کمتر + عقل بیشتر+ فکر بهتر = سختی و رنج و عذاب شانس کمتر + عقل کمتر + فکر کمتر = خوشبختی کوچک شانس بیشتر + انتخاب نامحدود + فکر کمتر = نادانی و خوش شانسی و ....

انتخاب

یکی از دوستا خیلی وقت پیش جمله قشنگی بهم گفت بعضی چیزا به دست آوردنیه و بعضی چیزا داشتنی! اینو در مورد ازدواج گفت و اینکه به دنبال چیزای به دست آوردنی توی انتخابت نباشی. پول، خونه، ماشین، مدرک، شغل کلاس بالا(!) و خیلی چیزای دیگه رو میشه هر چند با سختی به دست آورد ولی اخلاق مورد علاقه و خصوصیات غیر مادی رو باید طرفت داشته باشه و به دست آوردنی نیست. البته به نظر من اینا رو هم میشه به دست آورد ولی به دست آوردن اونا کار هر کسی نیست! در واقع تغییر دادن آدما کار عملی نیست مگر اینکه خودشون بخوان .

تصویر

چشمهایم را می بندم تا واقعیت را ببینم خود را در زمینی می بینم که هیچ کس در آن نزدیکی نیست سرم را بلند می کنم و به آسمان نگاه می کنم ابرها به آرامی در حرکتند انگار می دانند که به کجا می روند ولی هیچ اعتنایی به ما نمی کنند به دوردست نگاه می کنم قله های کوه ها آنجا هستند و به سمت آسمان کشیده شده اند گویا در به چیزی در دوردست ها در آسمان خیره شده اند اما آنها هم ما را نمی بینند بادی می وزد و موهای من تکانی می خورد اما انگار باد هم ما را نمی بیند و بدون هیچ اهمیتی از کنار ما رد می شود بر روی این زمین خاکی در هر لحظه هزاران اتفاق خوب و بد می افتد اما چرخ های دنیا بدون هیچ توجهی به کار خود ادامه می دهند اگر کسی همه مردم را در یک آن نابود کند باز هم دنیا هیچ توجهی نخواهد کرد تنها خورشید است که به مردم نگاه می کند اما هیچ وقت ندیدم که خوشحال یا ناراحت شود به نظر می رسد که خورشید این اتفاقات را فقط به عنوان حرکت های اتفاقی می بیند و اصلا معنی این ها را درک نمی کند کاش می توانستم فریادی بزنم و صدایم در همه دنیا بپیچد شاید آنها متوجه ما شوند اما واقعیت این است که ما در بین آنها دنیایی دیگر برای خو...

داستان شیر و روباه!

می گن یه روزی یک الاغ یا الاق نمی دونم هر چی، لباس یک شیر رو می پوشه و می ره وسط جنگل و می گه من سلطان جنگلم همه باید هر روز برای من غذا بیارن و در خدمت من باشند. همه حیوونا وقتی این شیر خفن و گنده منده رو می بینن از ترس هر روز براش هر چی می خواسته می بردند و همیشه یکی در خدمتش بود. تا روباه خبر این شیر عظیم الجثه رو به شیر جنگل که قبلا رییس بوده می رسونه. شیر این خبر رو باور نمی کنه و می گه: هیچ شیری به این بزرگی که تو می گی نیست بابام جان! و حتما کاسه ای زیر نیم کاسه س. شایدم پیاله!!! به هر حال شیر میاد به محلی که اون شیر قلابیه یا غلابیه یا هر چی! اونجا سکنی گزیده بود (آخر ادبیات فارسی) وقتی شیر اونو می بینه سه سوت می فهمه که نیم کاسه ای زیر کاسه س. راستی توی پرانتز بگم به نظر من نیم کاسه ای زیر کاسه منطقی تر از کاسه ای زیر نیم کاسه س!! بگذریم وقتی شیر اونو می بینه همه چیزو می فهمه، خوب بابا چندین سال شیر بوده نا سلامتی!!! به روباه می گه صبر کن تا همه چیز الان روشن می شه. روباه که از ترس مثه سگ می لرزیده (البته من نمی دونم تا حالا کسی دیده که یک سگ بترسه!!!) می گه ای شیر! نرو اون خی...

سوال

به نظر شما آیا میشه؟

ازدواج به روش خارجی ولی به سبک ایرانی

چند وقت پیش داشتم با دوستم حرف می زدم بهم گفت: مگه میشه خواسته باشی و کسی تو رو رد کنه! گفتم حالا که شده و یک بار دو بار هم نبوده. گفت: نه غیر ممکنه، تو پسر خیلی خوبی هستی پس حتما یا اونا اصلا نمی خواستند که ازدواج کنند یا لیاقتت رو نداشتند. تا اینو گفت یه دفه فکرم شروع به کار کرد! تمام اون کسانی رو که قبلا باهاشون برخورد داشتم یکی یکی بررسی کردم و دیدم نه اصلا اینطور نیست، من هیچ کدوم رو الکی انتخاب نکرده بودم و همشون خیلی خوب بودند، اگر اینطور نبود من انتخابشون نمی کردم! بهش جواب دادم: نه! اینطور نیست و من برعکس فکر می کنم، یعنی در واقع من لیاقت اونا رو نداشتم. گفت: نه اشتباه می کنی؛ این روزا به سختی می تونی آدمی پیدا کنی که بی ریا باشه، صادق باشه و علاقه مند به زندگی، پسرایی که اهل رفیق بازی نباشند و کسانی که اهل دروغ گویی نباشند؛ اینجور افراد تقریبا نایابه و دختری که چنین شخصی رو پیدا کنه مسلما اونرو به راحتی ول نمی کنه. بعد بهم گفت: تو بزرگترین سرمایه ت اینه. لبخند زدم و گفتم: سرمایه! مثه این میمونه که یک ماشین شمش طلا داشته باشی اما هیچ کس ازت نخره و همه استدلالشون این باشه که ط...

هرگز عصبانی نشید

دوستان سعی کنید همیشه خودتونو کنترل کنید و قدرت اینو داشته باشید که عصبانی نشید من آدم آرومی هستم و هیچ وقت عصبانی نمیشم اصن بین همه دوستام به آرومی معروفم هیچ کس تا حالا ندیده من عصبانی بشم اصلن فکر کردید من که این بحث رو ایجاد کردم واقعا عصبانی میشم! هیچ به خودتون فکر کردید که آیا عصبی هستید یا نه اصلن شما ها چرا دارید زندگی می کنید اگر همه شما جمع بشید که منو عصبانی کنید هرگز موفق نمیشید! شما فکر کردید با این کارا میتونید منو عصبانی کنید! فکر کردید! زهی خیال باطل. من از این چیزا گول نمی خورم اگر فک می کنید که میتونید منو عصبانی کنید بیخود فکر کردید اصلن شما کی هستی که بخوای منو عصبانی کنی؟ فکر کردی الکیه !!! من خیلی جلوی خودمو گرفتم و گرنه همچین میزنم فک و چونه تو پایین میارم که !!! الله اکبر !!! ببینم اصلن تو کی هستی که با من حرف میزنی !!! ولم کنید !!! تو به چه اجازه ای این حرفا رو میزنی؟!!! من پدر همتونو در میارم !! یه بلایی سرتون بیارم که نه تنها مرغا بلکه خروسای آسمون هم بزنن تو سرتون! ساکت باش !! ولم کن مرتیکه !!!! از ...