پست‌ها

قضاوت

فرقی نمی کنه چه کسی و در چه مقامی و در چه موردی... هر وقت قرار شد در مورد هر چیزی نظری بدید یا قضاوت کنید نباید این نظر فقط و فقط بر پایه عقل و منطق خودتون یا حتی اعتقاداتتون باشه. منطق هر شخص بر اساس اطلاعاتی که دریافت کرده عمل می کنه. اگر اطلاعاتتون کافی نیست و در مورد موضوعی اعمال نظر کنید ظلم و بی عدالتی کردید.  به علاوه اگر قراره که نظری در مورد کسی بدید باید خودتون رو جای اون شخص بذارید و چشماتون رو ببندید و خودتون رو دقیقا در همون شرایط حس کنید بعد ببینید که چیکار می کردید... همینطوری بی هوا نگید اگر من جای اون بودم این کار رو نمی کردم... اول واقعا خودتونو تو ذهنتون جای اون شخص بذارید بعد حرف بزنید. به کارهای خودتون که در گذشته کردید فکر کنید ببینید چند تاش در نظر دیگران ممکنه غیرمنطقی بیاد در حالی که شما مجبور بودید و یا دلیل براش داشتید؟ اگر یک نفر گفت چنین اتفاقی افتاده سریع نظر ندید در حالی که در موردش تحقیق نکردید... خوشبختانه گوگل هست و می تونید یک سرچ بکنید قبل از اینکه نظری بدید البته اگر گوگل رو مسدود نکنن! اگر هم نمی خواهید تحقیق کنید پس نظر هم ندید ...
فقط دلم می خواد یه چیزی بنویسم همین بعضی وقتا برآیند تمام اتفاقات گذشته تا لحظه حال در نقطه ای قرار می گیره که تنها عارضه ش دیدن اشیا معلق در آبه!!! هیچ عوارض دیگه ای هم دیده نمیشه!

آیا شما هم عقلتان کور است؟

داستان اول: یک روز با یک دوست به سینما رفتیم. بعد از دیدن فیلم دوست داشتم که سر حرف رو باز کنم تا در مورد فیلم حرف بزنیم. خیلی معمولی و دوستانه گفتم متوجه شدی منظور اصلیه فیلم رو؟ به نظرت چی می خواست بگه؟ جواب داد: فک کردی من احمقم! نه فقط تو فهمیدی منظور فیلم رو!! و من کاملا شکه شدم!  داستان دوم: با یک دوست در مورد شوخ طبعی خودم صحبت می کردیم. به من گفت تو شوخ هستی ولی تو شوخی هات همه چیزرو غیرواقعی توصیف می کنی (البته این قضیه خیلی طولانیه که باعث شد حرف به اینجا بکشه) من گفتم: خب همین موضوع باعث خنده می شه و منم برای اینکه خنده دار بشه مسایل رو برعکس می گم و این همون کاریه که کمدین ها می کنند. بعد ناراحت شد! و چند دقیقه بعد گفت تو به شعور من توهین کردی! فک کردی من نمی دونم کمدین ها چکار می کنند!!! دوباره من شکه شدم!!! داستان سوم: در یکی از پیج های فیسبوک ادمین پیچ هر روز یک کاریکاتور می ذاشت و زیرش می نوشت اگه نکته ش رو گرفتی لایک بزن. این متن رو همیشه می گذاشت و به نظر می رسید که متن رو جایی ذخیره کرده و فقط کپی می کنه. تا اینکه یک روز یک عده کامنت گذاشتند: فک کردی مردم ن...

آلودگی هوای تهران

طبق آخرین اخبار واسطه هوای تهران جدیدا به شدت آلوده شده به طوری که نمیشه نق زد و گویا در بعضی ساعات حتی امکان خفه شدن هم نیست! من در این مورد بسیار فکر کردم تا ببینم چطوری می شه که اینطوری نشه! اولین راهی که به ذهن میرسه اینه که خودمون به هم دیگه کمک کنیم و هر کی اون یکی رو خفه کنه تا خیال همه راحت بشه اما خب همیشه می گن نباید به اولین راهی که به ذهنت میرسه عمل کنی  بنابراین تلفن خود را در حالت تن قرار داده و پس از شنیدن صدای بوق.... آخ ببخشید این مال یک قسمت دیگه ست... بله برگردیم به آلودگی هوا... پس از تفکرهای مختلف و مخوف و مشورت با دوستان و دشمنان به این نتیجه رسیدم که باید باقی مانده جنگل های شمال کشور که تعدادشون هم خیلی زیاد نیست رو آتیش بزنیم.. این کار باعث میشه که اثر گلخانه ای از نوع آپارتمانی به وجود بیاد و در نتیجه هوا به شدت گرم میشه. گرمای هوا باعث بخار شدن تمام آبهای موجود در سطح زمین از جمله آب داخل پارچ و یا آب های زیرزمینی و طبقه همکف و آب رادیاتور ماشین ها و غیره شده در نتیجه ماشین ها از کار می افتند و روند آلودگی هوا کمتر میشه ثانیا بخار آب که به بالا میره با...

بهترین راه در امان ماندن از زلزله

داشتم فکر می کردم آیا راهی هست که بشه از زلزله در امان بود تا اینکه به فکری به ذهنم رسید ولی خب فکر کنم یکمی هزینه داره البته به نظر من می ارزه آدم تلویزیون LCD ش رو بفروشه و این کار رو بکنه! اگه به ماشین های مسابقه رالی نگاه کنید داخل ماشین میله های محکمی وجود داره که اگه ماشین ته دره هم پرتاب بشه راننده داخلش سالم می مونه... اگه ما اتاق خوابمون رو با یک چنین میله هایی بپوشونیم فکر کنم از قوی ترین زلزله ها هم در امان باشیم البته مرگ دست خداست ولی ما که باید برای زنده ماندن تلاش بکنیم. البته این که این میله ها رو چطوری نصب کنیم که مقاوت بیشتری داشته باشه باید با یک متخصص صحبت کنید :)

عشق، ازدواج

عشق چیست؟ عشق واقعی کدام است؟ چرا بسیاری بعد از ازدواج با معشوق خود به جدایی فکر می کنند؟ البته جواب این سوالات می تواند بسیار زیاد باشد. اما من می خواهم یکی از دلایلی که به نظر من بسیار مهم می باشد را اینجا بازگو کنم. این نوشته صرفا نظر اینجانب است و ممکن است شما با آن موافق یا مخالف باشید. قبل از هر چیز به نظر من دو چیز است که باعث می شود یک مرد و یک زن در وحله اول آشنایی نسبت به یکدیگر اظهار علاقه کنند (البته بسیار پیش می آید که این علاقه یک طرفه باشد). صورت و ظاهر جاذبه جنسی برای یک مرد: منظور از صورت یک زن زیبایی است که در مرد باعث احساس آرامش می شود. ممکن است زنی باشد که از لحاظ زیبایی مورد توجه هم مردان و هم زنان باشد اما این زیبایی که اینجا منظور است زیبایی است که در آن لحظه در تصور یک مرد می آید. مرد به زنی علاقه مند می شود که صورت او برای وی آرامش آورده و این حس به او دست دهد که او زنی مهربان است. در مورد دوم نیز میل جنسی و اینکه بتواند هم خود و هم وی را ارضا کند نیز مرد را به سمت زن می کشاند. البته در آن لحظه شاید مرد به هیچ کدام از این دو مورد واقف نباشد اما در ناخودآگاه ای...

سگ و گربه

روزی مردی از خدا یک سگ و یک گربه خواست اما خدا به جای آن به او یک گربه و موش داد مرد ناراحت شد و نفهمید! از وقتی که مرد صاحب این موش و گربه شد یک روز خوش نداشت و هر روز یک وسیله ای در خانه او می شکست! از صبح که بیدار می شد گربهه دنبال موشه بود تا شب که می خوابید!! مدت ها گذشت مرد در آن خانه پیر شد اما این موش و گربه هر روز با هم در تعقیب و گریز بودند روزی مرد تصمیم گرفت که یک کارتون به اسم تام و جری درست کند و بفروشد سپس اولین کارتون را ساخت بعد از آن هر روز یک کارتون می ساخت تا پولدار شد وقتی پولدار شد رفت یک سگ خرید. از وقتی که سگ خرید از صبح که بیدار می شد سگه دنبال گربه بود و گربه دنبال موشه مرد تصمیم گرفت سگ را نیز به کارتون خود اضافه کند اما در فروش کارتون هایش تاثیر زیادی حاصل نشد بنابراین یک کارتون دیگر ساخت به اسم گربه سگ مرد پولدارتر شد هر روز یک وسیله شکسته می شد و مرد مجبور بود جای آنرا پر کند بنابراین برای اینکه پولدارتر شود یک شیر خرید از آنروز به بعد از صبح که بیدار می شد شیره دنبال سگه بود و سگه دنبال گربهه و گربهه دنبال موشه! اما دیگر مرد نتوانست شیر را به کارتون هایش ...