۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۶

لعنت نامه

وقتي اعصابتون بهم ميريزه اين لعنت نامه کمک مي کنه تا دلتون خنک شه :

لعنت به اين اينترنت و اونترنت و مودم و خط تلفن و آي دي و چت و اين باکس و اون باکس و

اينترنب اکسپلورر و فاير فاکس و پسورد و گوگل و ياهو و قبض تلفن و پيام خصوصي و آلبوم تصاوير

و دکمه ارسال و دکمه انصراف و همه گزينه ها اعم از ويرايش فایل تا ارسال تصوير

و تمام تبليغات درون اينترنت و اونترنت و حتي ولوم صداي کامپيوتر و دکمه استارت و دسکتاپ با

تمام آيکوناش و با الاخص گزينه هاي شات داون و لاگ آف و همه اجزاي سخت افزاري و نرم افزاري

درون کامپيوتر حتي کيس و درب آن و سي دي رام و دکمه اجکت سي دي رام و لعنت به لنز

سي دي رام و خود سي دي و همه دي وي دي ها و حتي اون چراغ هارد که چشمک مي زنه

و بعلاوه آنتي ويروس و آنتي اسپاي و آنتي کوفت و همه جاه و جلالشون و لعنت به

فولدر هاي ویندوز و مای داکیومنت و گزينه هاي مای کامپيوتر و لعنت به سطل اشغال و حتي

رايت کليک و لعنت به کيبورد که معلوم نيست کي بردتش!!! و لعنت به چراغ هاي روي کيبورد و

موس و مانيتور و دکمه تنظيمات مانيتور و اسپيکر اعم از اون گنده هه و اون دوتا کوچيکه و تمام

سيم هايي که اون پشت بهم گره خوردن و تمام برچسب هايي که الان روي مانيتورم دارم ميبينم

و دکمه هاي مي ني مايز و ماکسيمايز و منو هاي فايل و اديت و ويو و هلپ که هر جا ميري

ميبينيشون و لعنت به همه انواع تصاوير اعم از ای وی آی و گیف و همه پسوندهای مسخرشون و لعنت به

دکمه استارت و لعنت به اين پيغام مسخره که هي ميگه درايو پر شده و

لعنت به هر چي گزينه دیلیت و تمام نیوفولدر ها و همه فايل ها با همه پسوند هاشون و

لعنت به صفحه اول سایتها و کليه لينکهاي داخل اون و هر چي دانلود و آپلود و همه ادرسهاي اينترنتي

و اونترنتي و دکمه جستجو و ديکشنري بابيلون و اون ساعت که اون گوشه داره وقت رو نشون ميده و

حتي کلمه پی ام بغل ساعت و تک تک پيکسلهاي روي مانيتور از هر رنگي و حتي اسکرول بارها و

ماشين حساب توي ويندوز و تمام گزينه هاي کنترل پنل و اون سيمي که اين لعنتي رو به برق

وصل کرده با کليه سيمهاي برق توي کوچه و تمام تيرهاي برق و لامپهاي مهتابي و

تمام سرپيچ ها و سر سيم ها و صندلي که روش نشستم به همراه دستش و چرخهاي زيرش و کليه ميزها

چه مخصوص کامپيوتر چه مخصوص چيز ديگه و همه کشوهاي توي ميزا و صدا قل قل آب جوش و

کتري و درش و بخاري که ازش بلند ميشه و دمپايي و کفشهاي کتاني و بندهاشون و پاشنه و فلزي که از توش

بند عبور مي کنه و سيم آنتن و ريموت کنترل تلويزيون که هر وقت مي خواي کار نميکنه و هر وقت نمي خواي

کار ميکنه و نيز باطري داخلش و هر دو تا قطب مثبت و منفي و اون ماده سياه رنگ توش و لعنت به کيف و ساک و

بندهاشون و زيپهاي مسخرشون که زود خراب ميشن و بنداشون که زودي در ميرن و تمام انواع ماشين ها

از پرايد و پرايدو گرفته تا وانت و ژيان و موتور و دوچرخه هاي دنده اي و غير دنده اي و زنجير رکابشون و بوق بيخود و

نيز برف پاک کن و آب پاش ماشين که وقتي فشارش ميدي شيشه ماشين پشت سرتو خيس مي کنه و اون آنتن راديوي

ماشين که عين برج ميلاد زده بيرون و هر کي ببينه از روي حسودي مي شکنتش و سي دي چنجرهاي ماشين

که ملت ميذارن و صداشو تا آخر زياد مي کنن و تو فقط صداي تيس تيس رو ميشنوي و لعنت به دزدگير و

صداي مسخرش که اينقدر عادي شده که همه فکر مي کنن صاحب ماشين داره باهاش ور ميره نه دزد و

لعنت به ترمز اي بي اس و تمام اجزاي داخلش که هر روز تبليغ مي کنن و لاستيک ماشين و باد توش و

ترمز دستي و کمربند ايمني که بايد خودت با يک دست نگهش داري و آرم طرح ترافيک که همه دارن ولي تو نداري

و شماره هاي زوج و فرد هر دوشون که چشم همه پليس هارو بهشون حساس کرده و تمام پلاکهاي

جديد و قديم و حرف وسطشون و دو رقم سمت چپ و سه رقتم سمت راستشون و کليه چراغهايي که اون پلاک

رو روشن کرده و چراغ هاي ترمز و دنده عقب ماشينا که ملت ميان رنگاشونو عوض مي کنن فکر مي کنن

اوني که چراغ ترمز رو قرمز گذاشته حاليش نبوده و ميان رنگشو سفيد مي کنن و همينطور لعنت به تمام خطوط

عابر پياده که هيچ عابري ازش رد نميشه مگر اينکه سرتاسر خيابون رو با نرده هاي آهني بسته باشن و همينطور

همون نرده هاي آهني که لاش رو باز مي ذارن بعضي ها که دوست ندارن از خط کشي عبور کنن از اونجا رد بشن

و کليه چراغ قرمز و سبز و زرد اعم از چشمک زن و ثابت و همه پل هاي عابر پياده که فقط در صورت

داشتن پله برقي مورد استفاده واقع ميشن و نيز همون پله برقي ها که هميشه خاموشه و وقتي هم روشنه باز مردم روش

راه ميرن و تمام چهارراه ها که چند دقيقه قبل ازاينکه چراغش سبز بشه ماشينا حرکت مي کنن

و بعد چند دقيقه که چراغش قرمز شده ماشينا از حرکت وا ميسن و همه مسير ها ي تاکسي که بايد ببيني مسير

تاکسي به مسيرت مي خوره بعد سوار شي و تمام سطلهاي آشغال که کنارشون اشغال ريخته و لعنت به هر چي اتم که

باهاش انرژي هسته اي توليد مي کنن و حتي اون هسته ش و تمامي سد ها که باعث خراب شدن

تخت جمشيد توي يزد و پاسارگاد توي اصفهان ميشن و همه راه آهن هايي که از وسط نقش رستم مي گذرند و اونو

دو قسمت مي کنن و لعنت به هر چي پژو که موتورش آتيش مي گيره اعم از آر دي و روآ و چه با کولر چه بي کولر

و لعنت به ديش و هر چي سيم که بهش وصله بعلاوه ال ان بي و اون سنگي که روش ميذارن که باد نندازتش و هيچ

فاييده هم نداره و لعنت به سيب و خيار و کرم و پشه و هلو و انگور و قالي و خودکار و پنير پيتزا و کيک و عدس و نخود و

قاشق و چنگال و روغن چرخ خياطي و آب اکسيژنه و پرز لباس و اسپري خوشبو کننده و قيمت روي جعبه و صداي يخچال و

بز زنگوله پا و کف صابون و جالباسي و پريزتلفن و کانال کولز و حياط پشتي و تسمه موتور و کليد کمد و آيينه و حوله و

فرودگاه مهرآباد و باند پروازش و انباري و در پشت بوم و کيسه زباله و

لعنت به خود لعنت و تک تک حروفش همراه با اعرابش و نقطه هاش و نقطه آخر جمله

هیچ نظری موجود نیست: