۱۷ بهمن ۱۳۸۶

مغز انسان

نکته: این مطالب را از یک مقاله کاملا علمی ترجمه کردم و به هیچ وجه غیرعلمی نمی باشد. البته متاسفانه اسم کامل مقاله را نمی دانم چون فقط یک بخش آنرا از اینترنت پیدا کردم و البته بعضی قسمتها را نیز از مطالب دیگر که از سایتهای دیگر پیدا کرده بودم اضافه نموده و بسیاری از اصطلاحات مانند هیپوکمپوس، تالاموس، angular gyrus، Broca's area، corpus callosum و غیره که مربوط به مغز می شود را برای راحت شدن خواندن مطالب حذف کردم.

همانطور که می دانید مغز از دونیمکره تشکیل شده است. سالهای سال دانشمندان فکر می کردند که هر قسمت از مغز به صورت آینه ای مسئول اعمال سمت دیگر بدن می باشد. برای مثال چشم سمت چپ با نیمکره سمت راست در ارتباط بود. اما در چهل سال اخیر دریافتند که هر قسمت از مغز کار خاصی را انجام می دهد. برای آزمایش ارتباط بین دو نیمکره مغز را برای بعضی داوطلبان قطع کردند. پس از آن تعدادی از آنها ادعا می کردند که دیگر خواب نمی بینند در حالی ازمایشها نشان میداد که آنها خواب می بینند اما مسئله اینجا بود که قسمتی که خواب میدید نمی توانست اطلاعات خود را برای قسمتی از مغز که خواب را به کلمات قابل توصیف وصل می کرد بفرستد و در واقع آنها نمی توانستند خواب خود را به یاد آورند. همچنین بعضی نمی توانستند اسامی را با قیافه ها جور کنند.


اما بعدها با روشهای جدید مانند اسکن مغزی (
PET Scan) توانستند نقاطی از مغز را که موقع فعالیت های مختلف فعال می شود را پیدا کنند.


آموزش
در روشهای سنتی آموزشی متاسفانه نیمکره راست مغز در نظر گرفته نمی شد. در حالی که این روزها دانشمندان به این نیمکره خیلی بیشتر اهمیت می دهند. و تاکید می کنند که آموزشها به نحوی باشد که هر دو نیمکره را به یک اندازه در گیر نماید.

نیمکره غالب
بسیاری از انسانها یکی از نیمکره های آنها در دیگری غالب است و اینکه کدام نیمکره غالب می باشد در طرز فکر، شخصیت، نحوه یافتن راه حل برای مشکل و حتی انتخاب کار تاثیر گذار است

برای مثال:
نیمکره چپ: موسیقی کلاسیک، همیشه سر وقت حاضر شدن، برنامه ریزی با دقت زیاد، بررسی راه های متفاوت، با ملاحضه و تفکر زیاد، علاقه مند به شطرنج، پردازشهای خطی، منطقی، نتیجه گیری منطقی، حرکت از جز به کل، پردازشهای ترتیبی، علاقه مند به درست کردن لیست، پردازش سمبل ها و کلمات و ریاضیات، توانایی حفظ حروف و لغات و فرمولهای ریاضی و منطقی، پردازش شفاهی، حقیقت گرا و تاثیرپذیر از محیط، همیشه به دنبال پیدا کردن قوانین و تبعیت از آن.


نیمکره راست: موسیقی پاپ، تصویر سازی از نتیجه، استقبال از اولین عقیده، فعال بودن، ورزش و هنر و موسیقی، کلی نگری، حرکت از کل به جز، پردازش تصادفی، پریدن از یک شاخه به شاخه دیگر، فرار از برنامه ریزی، حساس به رنگ ها، پردازش اطلاعات حقیقی و احساسی و لمسی، تمایل به دیدن کلمه در زمینه و اینکه فرمول چگونه کار می کند، درک مستقیم و شهودی و نه منطقی، پردازش غیر شفاهی، خیال پردازی و خلاقیت، سعی در تغییر محیط اطراف


همچنان که شخص رشد می کند در محیط جامعه و یا بسبب شغل وی نیمکره غالب وی ممکن است روز به روز غالب تر شود. مثلا کسی که بسکت بال بازی می کند و علاقه ای به خواندن ندارد بعد از مدتی دیگر حتی یک کلمه هم نمی تواند بخواند. و مغز او پس از مدتی یک طرفه خواهد شد.


بنابراین برای اینکه یک انسان متعادل و با شخصیت خوب بشوید باید طرف دیگر مغز خود را و یا به عبارت دیگر هر دو طرف مغز خود را فعال کرده و گسترش دهید.


بهتر فکر کردن
در جامعه امروز این نگرانی وجود دارد که مردم به چه شکلی فکر می کنند. و نگرانی از نبود خلاقیت در فکر می باشد. بنابراین شما باید فکر کردن خود را اصلاح کنید. اینکه چطور فکر کنید و به چه روشی مشکل خود را حل کنید و چطور از هر دو نیمکره مغز خود برای فکر کردن استفاده نمایید.

فکر کردن شفاهی و تصویری
هر قسمت از مغز روش خود را برای فکر کردن دارد. سمت چپ به صورت شفاهی فکر می کند در حالی که سمت راست به شکل تصویری. همچنین دانشمندان دریافته اند که احساسات و بعضی رفتارها به شکل سومی وارد مغز میشود که فکر جنبشی (
kinesthetic thought) نامیده میشود. ترکیب این سه نوع پردازش بر نحوه زندگی و رسیدن به اهداف زندگی تاثیر دارد.


فکر شفاهی
مردم فکر شفاهی را به صورت
self-talk و یا حرف با خود تجربه می کنند. روانشناسان از این روش برای کمک به کسانی که در زندگی خود مشکلاتی دارند استفاده می کنند تا آنها را از فکر کردن به شکل منفی باز دارند

برای این منظور به آنها یاد می دهند تا جملات مثبتی را آنقدر تکرار کنند که در ذهن به عنوان یک شعار ثبت شود و مغز خود را برای چنین توانایی برنامه ریزی کنند. برای مثال جملات زیر برای افزایش توانایی یادگیری و یا مشکلات کلی زندگی می تواند استفاده شود:

  1. یادگیری چیزیست که من به صورت نامحدود از آن لذت می برم
  2. یادگیری در درون من وجود دارد فقط باید اتفاق بیفتد
  3. حافظه من سریع و فکر من قدرتمند است
  4. من به سرعت جواب مناسب را در همان لحظه پیدا می کنم
  5. من با خودم مهربان، صمیمی و صبور می باشم
  6. من انرژی (هسته ای حق مسلم ماست!) لازم برای پیدا کردن راه حل سخت ترین مشکل ها را دارم
  7. من همه چیز برای رسیدن به هدفم را در خود دارم

تفکر تصویری
تصاویری که شما در ذهن خود ایجاد می کنید ممکن است به اندازه کریستال واضح باشند و یا ممکن به صورت تکه تکه، درهم و یا نا پایدار باشد. بعضی مردم تصاویر سیاه و سفید در ذهن خود می آورند و بعضی دیگر اصلا هیچ تصویر سازی نمی کنند. همچنین در رویاهای روزانه بعضی ها این تصویرسازی را انجام میدهند


خیالبافی روزانه (daydreaming) در بچه ها معمول می باشد اما وقتی بزرگتر می شوند تاثیرهای بیرونی آنها را از این کار منع می کند برای مثال والدین ممکن است این کار را بی فایده بدانند و وی را تشویق به رها کردن این نوع فکرها کنند. در حالی که این نوع تفکر خیلی خیلی مهم می باشد و می تواند یک نقطه مهم در زندگی فرد را آغاز کند. توجه کنید که هر چیزی که در زندگی انسانها بوجود امده زمانی به شکل یک تصویر در ذهن یک نفر بوده است!


عبارت قدیمی – یک تصویر هزاران کلمه می ارزد – (
a picture is worth a thousand words) به این معنی می باشد که تفکر تصویری به مراتب بیشتر از تفکر شفاهی بر حافظه تاثیر دارد برای مثال دانش آموزانی که در هنگام یادگیری مطالب را تصویرسازی می کنند در امتحانات بهتر جواب می دهند و نیز افراد قیافه ها را بیشتر از نامها در ذهن نگهداری می کنند


متاسفانه در جامعه تفکر شفاهی بیشتر اهمیت داده میشود در حالی که تفکر تصویری قدرت خیلی بیشتری دارد

مثالهای زیر برای توسعه قدرت تفکر تصویری می تواند مورد استفاده واقع شود:

1. flashback یا بازگویی یک داستان: این روش خیالبافی روزانه را برای تقویت پردازشهای نیمکره راست مغز ایجاد می کند. وقتی برای انجام یک کار نیاز به یک حوصله و یا نیروی خاص دارید می توانید برای مدتی به زمانی فکر کنید که در آن لحظه پرانرژی (هسته ای حق مسلم ماست!!) بودید و می توانستید هر کاری را با لذت انجام دهید. برای مثال شاید با دوستان خود در سفر بودید و یا در حال شستن ماشین برای رفتن به سفر. سعی کنید تمام جزییات را به خاطر بیاورید و اینکه چگونه نفس می کشیدید و یا حرکت می کردید و اینکه از چه چیزهایی برای انجام کار خود استفاده کردید.

بعد از بیرون آمدن از flashback ان انرژی را با خود آورده و برای انجام کار مورد نظر (مثلا درس خواندن) از آن استفاده نمایید.

2. flash forward: در این روش برای رسیدن به هدف خود سعی کنید آنرا تصویرسازی کنید طوری که انگار در همان لحظه قرار دارید و به هدف خود رسیدید برای مثال وقتی در یک امتحان مهم می خواهید قبول شوید سعی کنید که جزییات را تصویرسازی کنید اینکه چطور نفس می کشید و یا نام خود را در لیست می بینید و احساس غرور می کنید و اینکه دوستان به شما تبریک می گویند و شما چطور به آنها جواب می دهید. برای نتیجه بهتر از تفکر شفاهی نیز استفاده کنید و با احساسات خود (مثلا خندیدن و خوشحال شدن) این تاثیر را قدرتمند تر کنید (تفکر جنبشی) و در این حال همان کلمات مثبت را بلند بر زبان بیاورید و کاملا آنرا احساس کنید.

وقتی از تفکر تصویری و تفکر شفاهی و تفکر جنبشی هر سه برای رسیدن به هدف خود استفاده می کنید در آن لحظه شما دارای قدرتمندترین ذهن روی کره زمین هستید

برای همه مواقع عمر خود و نیز در موقع حل مشکلات (هر نوع و از هر درجه سختی) همیشه سعی کنید از دونیمکره مغز خود استفاده نمایید.

کارها و وظایف هر دو نیمکره را که ذکر شد به خاطر بسپارید تا در مواقع مختلف با استفاده از آنها بتوانید هر یک از نیمکره ها را با روشی که خودشان پردازش می کنند در مسایل روزمره خود استفاده نمایید مثلا وقتی می خواهید مطالعه کنید می دانید که پردازش ترتیبی کار نمیکره چپ می باشد و پردازش تصویری کار نیمکره راست و خواندن یک پردازش ترتیبی می باشد پس سعی کنید حین خواندن تصویرسازی نمایید تا مطالب کاملا در ذهن شما نقش ببندد

۴ نظر:

ناشناس گفت...

خیلی خوب بود

ناشناس گفت...

خیلی خیلی به دردم خورد دستت درد نکنه ازاین مطلبها بیشتر بنویس تا بیشتر استفاده کنم .

ناشناس گفت...

با سلام.مطلبی که گذاشتی برای من خیلی مفید بود ممنونم.

ناشناس گفت...

ممنون.استفاده کردم.
حامد فرجی